به سهراب بختیاری زاده نمره ۱۰۰۰ می‌دهم
محمد نوری در گفت و گو با جام جم آنلاین:

به سهراب بختیاری زاده نمره ۱۰۰۰ می‌دهم

ستاره‌های خاموش، پرسپولیس سردرگم

تارتار در بن بست

پرسپولیس
 شکست عصر جمعه پرسپولیس در هفته دوازدهم در ورزشگاه شهر قدس مقابل فجرسپاسی را نمی‌توان صرفا یک لغزش غیرمنتظره یا از دست رفتن سه امتیاز در یک مسابقه دانست. آنچه در هفته‌های اخیر در پرسپولیس اتفاق افتاده، نشانه‌های یک مشکل عمیق‌تر را آشکار کرده است؛ تیمی که با مجموعه‌ای از بازیکنان باتجربه و باکیفیت وارد فصل شد و سودای قهرمانی داشت، حالا نه‌تنها در بازی‌های بزرگ از رسیدن به نتیجه بازمانده، بلکه مقابل تیم‌هایی که روی کاغذ شانس کمتری برای پیروزی دارند نیز آسیب‌پذیر نشان می‌دهد. در این میان، بیش از هر کسی نگاه‌ها به سمت مهدی تارتار و تصمیم‌های فنی او دوخته شده است.
کد خبر: ۱۵۷۳۶۱۱
 
پرسپولیس با وجود ۷ پیروزی در ۱۲ مسابقه، سه بار شکست خورده و در دو دیدار اخیر خانگی نیز بدون امتیاز زمین را ترک کرده است. شاید قرار گرفتن در رتبه دوم جدول در نگاه اول چندان نگران‌کننده نباشد، اما بررسی جزئیات نتایج نشان می‌دهد جایگاه فعلی سرخ‌پوشان تصویر کاملی از وضعیت این تیم ارائه نمی‌کند. پرسپولیس در مسابقاتی که نیاز به محک خوردن توانایی‌های فنی و تاکتیکی‌اش داشته، چندان موفق نبوده است.
شکست مقابل تراکتور و فولاد، تساوی برابر استقلال و حالا باخت مقابل فجرسپاسی، حاصل عملکرد پرسپولیس در چهار تقابل با تیم‌های حاضر در جمع بالانشینان جدول بوده است؛ چهار مسابقه‌ای که از مجموع ۱۲ امتیاز ممکن، فقط دو امتیاز نصیب سرخ‌پوشان کرده است. در مقابل، هفت پیروزی این تیم برابر نساجی، ملوان، استقلال خوزستان، صنعت نفت، ذوب‌آهن، شمس‌آذر و مس شهربابک به دست آمده؛ تیم‌هایی که در نیمه پایین جدول قرار دارند. این تفاوت عملکرد، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: آیا پرسپولیس واقعا یک مدعی تمام‌عیار قهرمانی است یا بخش قابل توجهی از امتیازاتش را مدیون مسابقاتی است که حریفان قدرت و کیفیت کمتری داشته‌اند؟
     
تغییر هویت خطرناک
البته مساله فقط مختص به نتایج نیست. شاید نگران‌کننده‌ترین بخش کار تارتار، تغییر محسوس در هویت فوتبالی پرسپولیس باشد. تیمی که سال‌ها با بازی مالکانه، پاس‌های کوتاه، تحرک در خطوط میانی و ایجاد موقعیت از مسیرهای ترکیبی شناخته می‌شد، اکنون در بسیاری از دقایق مسابقه برنامه مشخص و متنوعی برای رسیدن به دروازه حریف ندارد. اتکای بیش از اندازه به توپ‌های بلند و ارسال‌های مستقیم، به یکی از راهکارهای اصلی سرخ‌پوشان تبدیل شده؛ روشی که شاید در مقاطعی نتیجه‌بخش بوده باشد، اما با شناخت حریفان از این شیوه، کارایی اولیه خود را از دست داده است.
مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که پرسپولیس در جریان مسابقه از حریف عقب می‌افتد. در چنین شرایطی انتظار می‌رود کادر فنی با تغییر آرایش، جابه‌جایی بازیکنان یا طراحی راهکارهای تازه، جریان بازی را به سود تیمش تغییر دهد. با این حال، در بسیاری از دقایق مسابقات اخیر، سرخ‌پوشان بیشتر به حملات کم‌ثمر و حرکات انفرادی متوسل شده‌اند تا یک برنامه هجومی منسجم. دیدار برابر فجرسپاسی نمونه روشنی از این سردرگمی بود؛ مسابقه‌ای که پرسپولیس برای جبران نتیجه، راهکار موثری پیدا نکرد و حتی نشانه‌های یک بازگشت جدی نیز از سوی این تیم دیده نشد.
از سوی دیگر، افت فنی تعدادی از بازیکنان کلیدی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. اوستون اورونوف که یکی از مهم‌ترین مهره‌های هجومی پرسپولیس محسوب می‌شود، فاصله محسوسی با کیفیت مورد انتظارش دارد. سایر بازیکنان هجومی نیز نتوانسته‌اند در طول مسابقات، هماهنگی و تاثیرگذاری لازم را نشان دهند. پرسپولیس در خط میانی گاهی در انتقال توپ از دفاع به حمله و گاهی در متوقف کردن حملات حریف دچار مشکل می‌شود. طبیعی است که مصدومیت و غیبت بعضی مهره‌ها در این وضعیت تاثیر داشته باشد، اما نمی‌توان تمام ناکامی‌ها را به این عوامل نسبت داد. تیمی با این تعداد بازیکن باکیفیت باید برای غیبت یک یا دو مهره، راهکار جایگزین داشته باشد.
     
مسئولیت کادر فنی و مدیریتی
اینجاست که بحث مدیریت بازیکنان و مسئولیت کادر فنی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یکی از وظایف اصلی سرمربی، حفظ آمادگی و انگیزه بازیکنان و استفاده درست از ظرفیت‌های آنهاست. وقتی چند مهره تاثیرگذار به‌طور هم‌زمان از سطح مطلوب فاصله می‌گیرند و تیم نیز در زمین فاقد انسجام تاکتیکی است، نمی‌توان فقط از عملکرد فردی بازیکنان انتقاد کرد. تارتار باید پاسخ دهد چرا مجموعه‌ای که از نظر اسمی ظرفیت بالایی دارد، تا این اندازه در ارائه یک فوتبال قابل اتکا ناتوان شده است.
البته هنوز برای صدور حکم قطعی درباره سرنوشت پرسپولیس زود است. ۲۲ هفته دیگر از مسابقات باقی مانده و فاصله امتیازی این تیم با صدر جدول نیز به اندازه‌ای نیست که شانس قهرمانی را از بین برده باشد. با این حال، ادامه فصل برای تارتار ساده نخواهد بود. مسابقات پیش‌رو مقابل تیم‌هایی مانند پیکان، آلومینیوم، سپاهان، گل‌گهر و چادرملو می‌تواند محک جدی‌تری برای سرمربی پرسپولیس باشد؛ به‌خصوص آنکه سرخ‌پوشان در بازی‌های دشوارتر تاکنون کارنامه قابل دفاعی نداشته‌اند.
در چنین شرایطی، تعطیلات پیش‌رو فرصتی مهم برای بازسازی تیم و اصلاح اشتباهات است. تارتار باید پیش از هر چیز به این پرسش پاسخ دهد که پرسپولیس قرار است با چه هویتی فوتبال بازی کند. نمی‌توان انتظار داشت تیمی با این سطح از توقعات، صرفا با تکیه بر توانایی‌های فردی بازیکنان و امید به اشتباه حریفان در مسیر قهرمانی حرکت کند.
از طرف دیگر، مدیریت باشگاه نیز نمی‌تواند در برابر این وضعیت صرفا نظاره‌گر باشد. انتخاب تارتار تصمیم مدیران باشگاه بوده و اکنون ارزیابی عملکرد او نیز باید با معیارهای روشن و متناسب با جایگاه پرسپولیس انجام شود. نه تغییر سرمربی به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت است و نه ادامه همکاری باید به بهای نادیده گرفتن ضعف‌های فنی تمام شود. مساله اصلی این است که باشگاه تا چه اندازه برای اصلاح شرایط برنامه دارد و آیا تارتار توانایی اجرای این برنامه را خواهد داشت؟
تارتار اکنون بیش از هر زمان دیگری به نتیجه و البته تغییر در کیفیت بازی تیمش نیاز دارد. اگر قرار باشد همین روند ادامه پیدا کند، شاید فاصله پرسپولیس با صدر جدول تنها بخشی از نگرانی‌ها باشد؛ نگرانی بزرگ‌تر، از دست رفتن اعتماد هواداران به سرمربی‌ است که هنوز نتوانسته نشان دهد انتخاب مناسبی برای نیمکت یکی از پرافتخارترین تیم‌های فوتبال ایران بوده است. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها